تبلیغات
پاسخ به شبهات - چرا عمر از نوشتن نامه جلوگیرى کرد؟
 
پاسخ به شبهات
پاسخ به شبهات
درباره وبلاگ


پاسخ به شبهات

مدیر وبلاگ : پاسخ به شبهات
مطالب اخیر
نویسندگان
چرا عمر از نوشتن نامه جلوگیرى کرد؟
این سؤال در ذهن هرکس خطور مى‏کند که چرا عمر بن خطاب و طرفدارانش نگذاشتند قصد و تدبیر پیامبر(ص) عملى شود؟ مگر پیامبر(ص) نوید نگهدارى امّت از ضلالت را تا روز قیامت نداده بود؟ چه بشارتى بالاتر از این؟ پس چرا با این کار مخالفت نمودند؟ چرا امّت را از این سعادت محروم کردند؟ چه بگوییم که حبّ جاه و مقام و کینه و حسد گاهى بر عقل چیره مى‏شود و نتیجه‏گیرى را از عقل سلب مى‏کند. مى‏دانیم که عمر چه نیّاتى در سر مى‏پروراند. او مى‏دانست که پیامبر(ص) براى چه از مردم کاغذ و دوات مى‏خواهد، او به‏طور حتم مى‏دانست که پیامبر(ص) قصد مکتوب کردن سفارش‏هاى لفظى خود در امر خلافت على بن ابى‏طالب(ع) و بقیه اهل‏بیت: را دارد، از همین رو مانع نوشتن این وصیّت مى‏شود. این صرف ادعا نیست بلکه مى‏توان براى آن شواهدى قطعى ادعا نمود که به دو نمونه از آن اشاره مى‏کنیم:
1 - عمر بن خطاب در اواخر زندگانى پیامبر(ص) مکرر حدیث ثقلین به گوشش رسیده بود؛ در آن حدیث، پیامبر(ص) مى‏فرماید: من دو چیز گران‏بها در میان شما به ارمغان مى‏گذارم که با تمسک به آن دو هرگز گمراه نخواهید شد. این تعبیرِ «گمراه‏نشدن» را چندین بار عمر درباره کتاب و عترت شنیده بود. در حجره پیامبر(ص) هنگام درخواست کاغذ و دوات نیز همین تعبیر را از زبان پیامبر(ص) شنید که مى‏فرماید: «نامه‏اى بنویسم که بعد از آن گمراه نشوید». فوراً عمر به این نکته توجه پیدا کرد که: پیامبر(ص) قصد دارد تا وصیت به کتاب و عترت را مکتوب دارد، لذا شدیداً با آن به مخالفت برخاست.
2 - ابن‏عباس مى‏گوید: «در اول خلافت عمر بر او وارد شدم... رو به من کرده گفت: بر تو باد خون‏هاى شتران اگر آن‏چه از تو سؤال مى‏کنم کتمان نمایى! آیا هنوز على در امر خلافت، خود را بر حق مى‏داند؟ آیا گمان مى‏کند که رسول‏خدا(ص) بر او نصّ نموده است؟ گفتم: آرى. این را از پدرم سؤال کردم؛ او نیز تصدیق کرد... عمر گفت: به تو بگویم: پیامبر(ص) در بیماریش خواست تصریح به اسم علىّ (به عنوان امام و خلیفه) کند، من مانع شدم...».( شرح ابن ابى‏الحدید، ج 12، ص 21)

نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 18 مرداد 1396 05:28 ب.ظ
Today, I went to the beachfront with my kids. I found a sea shell
and gave it to my 4 year old daughter and said "You can hear the ocean if you put this to your ear."
She put the shell to her ear and screamed. There was a
hermit crab inside and it pinched her ear.
She never wants to go back! LoL I know this is totally off topic but I had to tell someone!
دوشنبه 16 مرداد 1396 01:24 ب.ظ
Good day! This is kind of off topic but I need some
guidance from an established blog. Is it hard to set up your own blog?
I'm not very techincal but I can figure things out pretty fast.
I'm thinking about setting up my own but I'm not sure where to begin. Do you have any ideas or suggestions?
Thanks
شنبه 30 اردیبهشت 1396 01:11 ب.ظ
I quite like reading a post that will make people think.
Also, many thanks for allowing for me to comment!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی