تبلیغات
پاسخ به شبهات - بنیانگذاران عقاید وهابیت
 
پاسخ به شبهات
پاسخ به شبهات
درباره وبلاگ


پاسخ به شبهات

مدیر وبلاگ : پاسخ به شبهات
مطالب اخیر
نویسندگان


بنیانگذاران عقاید وهابیت


مؤسس و بنیانگذار مسلك وهابیت «محمد بن عبدالوهاب »از علمای «نجد» بودكه در قرن دوازدهم هجری می زیست. ولی باید بدانیم كه وی، مبتكر و به وجود آورنده عقاید وهابیان نبود، بلكه قرن ها قبل از او این عقاید یا قسمتی از آنها توسط بعضی از علمای حنبلی اظهارشده ولی به صورت مسلك جدید درنیامده بود.












بنیانگذاران عقاید وهابیت











مولف كتاب «جزیره العرب فی القرن العشرین » نوشته است: شیخ محمد به ایران سفر كرد و در آنجا حكمت شرق و ساختن تفنگ و قسمتی ازفنون جنگ را فرا گرفت (۳۲) . و از یك منبع دیگر كه نسخه خطی آن در كتابخانه موزه بریتانیا موجود است، نقل شده است كه شیخ محمد هفت سال در اصفهان و مدرسه عباسیه از بناهای شاه عباس صفوی اقامت كرده و در این مدت شرح تجرید قوشچی و شرح مواقف میر سید شریف و حكمه العین كاتبی را نزد میرزاجان اصفهانی،محشی شرح تجرید، خوانده، سپس از اصفهان به ری و از آنجا به قم آمده و با دوست همراه خود كه علی قزاز نام داشت، یك ماه دراین شهر ماند و سپس به بلاد عثمانی و شام و مصر رفت و از مصربه جزیره العرب بازگشت (۳۳) و مدت هشت ماه از مردم دوری گزید،آنگاه به اظهار عقائد خود پرداخت (۳۴) .

«لوتروب ستودارد»آمریكائی نیز به مسافرت او به ایران اشاره كرده است (۳۵) . دراین موقع كه سال ۱۱۳۹ بود، پدرش شیخ عبدالوهاب از «عیینه »به «حریمله » منتقل شده بود. شیخ محمد نیز ملازم پدرش گردید وباز كتابهائی را نزد او فرا گرفت و به انكار عقائد مردم نجدپرداخت و بدین جهت میان او و پدرش نزاع درگرفت و همچنین منازعات سختی میان او و مردم نجد بر اثر عقایدش رخ داد و این امر چندین سال ادامه داشت تا این كه در سال ۱۱۵۳ پدرش شیخ عبدالوهاب به درود حیات گفت (۳۶) .

●اظهار دعوت

شیخ محمد پس از مرگ پدر، جرات بیشتری برای اظهار عقائد ومخالفت با اعتقادات معمول مسلمانان پیدا كرد و عقائد و اعمال مورد اتفاق مسلمانان را مورد حمله قرار داد.گروهی از افراد بی خبر اطراف او را گرفتند و كار وی بالا گرفت.

مردم حریمله متشكل از دو قبیله بودند و هر قبیله روسائی داشت و روسای شهر از مردم دو قبیله بودند كه هركدام مدعی ریاست بردیگری بود، یكی از آن دو قبیله كه «حمیان » نامیده می شد،غلامانی داشتند كه به امور منكر و فسق و فجور می پرداختند، شیخ در صدد برآمد غلامان مزبور را امر به معروف و نهی از منكر بكندو آنان تصمیم گرفتند، شب هنگام نهانی شیخ را به قتل برسانند وبه این قصد پشت دیواری كمین كردند، اما چند تن از مردم بر قصدغلامان واقف شدند و بر آنان بانگ زدند، غلامان گریختند و شیخ باز از مهلكه نجات پیدا كرد.

شیخ محمد پس از این، از «حریمله » به شهر «عیینه » رفت و درآن وقت حاكم شهر عیینه مردی به نام عثمان بن حمد بن معمر بود.محمد بن عبدالوهاب او را به طمع حكومت نجد انداخت و به او قول داد كه اگر از او حمایت كند، حكومت نجد از آن او خواهد بود. عثمان نیز پذیرفت و او را گرامی داشت و در نظر گرفت وی رایاری دهد.

شیخ بعد از این، به امر به معروف و نهی از منكر (طبق عقائدخود) پرداخت و در انكار كارهای مردم سختگیری بسیار نمود وعقائد خود راكاملا آشكار ساخت. از جمله كارهای او در عیینه این بود كه دستور داد درختانی را كه مورد احترام مردم بود، قطع كردند و گنبد و ساختمان روی قبر زید بن خطاب را ویران ساختند (۳۷) . قبر زید در ناحیه جبلیه (نزدیك عیینه) قرار داشت، شیخ به عثمان گفت: بیا قبر زید و گنبد آن را خراب كنیم، عثمان گفت:این قبر زید و این شما، آن را ویران سازید. شیخ گفت ما درصورتی می توانیم آن را خراب كنیم كه تو هم به ما كمك كنی.

عثمان با ۶۰۰ نفر همراه شیخ و یارانش حركت كرد اهل جبلیه درصدد منع برآمدند، اما چون یارای جنگ با عثمان را نداشتند، خودرا كنار كشیدند. عثمان به شیخ گفت كه من متعرض قبر نمی شوم،شیخ خود كلنگ به دست گرفت و قبر را با زمین برابر كرد و این نخستین اقدام تخریبی پسر عبدالوهاب بود. پس از آن زنی نزد اوآمد و به زنای محصنه اعتراف كرد، شیخ عقل وی را سنجید و او راسالم دید، آنگاه به زن گفت كه شاید به زور به تو تجاوز شده است، زن دوباره نوعی اعتراف كرد كه مجازات سنگسار شدن بر اوثابت می شد، شیخ دستور داد آن زن را سنگسار كردند (۳۸) .

خبر شیخ محمد و كارهای او به گوش سلیمان بن محمد بن عزیز حمیدی، امیراحساء و قطیف و توابع رسید، سلیمان نامه ای به عثمان حكمران شهر عیینه فرستاد و او را به قتل پسر عبدالوهاب فرمان داد واز مخالفت فرمانش برحذر داشت و گفت اگر این كار را انجام ندهی، خراجی كه از احساء برای تو می فرستم، قطع خواهم كرد.خراج مزبور یكهزار و ویست سكه طلا و مقداری مواد غذائی و لباس بود.

چون نامه امیر احساء به عثمان رسید، قدرت مخالفت درخود ندید، شیخ را نزد خود خواند و گفت: ما طاقت جنگ با امیراحساء را نداریم، شیخ محمد پاسخ داد كه اگر به یاری من بشتابی تمام نجد رامالك می شوی، اما عثمان از او اعراض كرد و گفت:

امیر احساء فرمان قتل تو را داده ولی از مروت بدور است كه ماتو را در شهر خود به قتل برسانیم، هرچه زودتر از شهر ما بیرون رو، سپس سواری به نام «فرید ظفری » را مامور ساخت تا شیخ رااز عیینه بیرون راند (۳۹) .

پی نوشت ها:

۱ نشوار المحاضره ، ج ۲، ص ۱۳۴.

۲ ارشاد یاقوت، ج ۶، ص ۴۳۶.

۳ البدایه والنهایه، ج ۱۱، ص ۲۰۱ .

۴ كامل ابن اثیر، ج ۶، ص ۲۸۲.

۵ الوافی بالوفیات، ج ۱۲، ص ۱۴۶ شذرات الذهب، ج ۲، ص ۳۱۹.

۶ طبقات الحنابله نابلسی، ص ۲۹۹ الاعلام زركلی، ج ۲، ص ۲۰۱.

۷ تجارب الامم، ج ۵، ص ۳۲۲.

۸ كامل ابن اثیر، ج ۶، ص ۲۴۸.

۹ المنتظم ابن جوزی، ج ۶، ص ۳۲ الوافی بالوفیات، ج ۱۲، ص ۱۴۶.

۱۰ به نقل شذرات الذهب، ج ۲، ص ۳۲۱ ۳۲۰.

۱۱ ایضاح المكنون، ج ۱، ص ۸.

۱۲ كتاب الرد علی الاخنایی، ابن تیمیه، ص ۲۷.

۱۳ همان كتاب، ص ۳۰.

۱۴ تاریخ بغداد، ج ۱۰، ص ۵ ۳۷۱.

۱۵ المنتظم، ج ۷، ص ۱۹۳.

۱۶ وهابیان مذهب خود را تازه نمی دانند، بلكه می گویند این مذهب سلف صالح است و از این روی خود را سلفیه می نامند(فقهی، علی اصغر، وهابیان، ص ۱۷،انتشارات صبا).

۱۷ دائره المعارف فرید وجدی: ج ۱۰ ، ص ۸۷۱. مقاله صالح ابن دخیل نجدی زركلی، اعلام ، ج ۶، ص ۲۵۷.

۱۸ الدرر السنیه، زینی دحلان، ص ۴۲ زهاوی، الفجرالصادق، ص ۱۷.

۱۹ فتنه الوهابیه ، ص ۶۶.

۲۰ تاریخ نجد آلوسی، ص ۱۱۱ احمد امین زعماء الاصلاح، ص ۱۰ زركلی، ج ۶، ص ۲۵۷.

۲۱ ابجدالعلوم قنوجی، ص ۸۷۱ دائره المعارف فرید وجدی، ج ۱۰، ص ۸۷۱ الفتوحات الاسلامیه، ج ۲، ص ۱۵۶ الضیاء الشارق ابن سمحان، ج ۴، ص ۱۹۶ هدیه العارفین، ج ۲، ص ۳۵۰.

۲۲ ازاله شبهات، ص ۲۰.

۲۳ جغرافیای ملطبرون، ترجمه «رفاعه بك » ناظر مدرسه عالی زبان و ترجمه، به نقل كشف الارتیاب، ص ۱۳.

۲۴ مدرك قبل.

۲۵ تاریخ نجد، ص ۱۱۲.

۲۶ زعماء الاصلاح، ص ۱۰.

۲۷ تاریخ نجد، ج ۱، ص ۱۱۸.

۲۸ تاریخ نجد آلوسی، ص ۱۱۱.

۲۹ زعماء الاسلام، ص ۱۰.

۳۰ ناسخ التواریخ، جلد قاجار، ج ۱، ص ۱۱۸ مآثر سلطانیه، ص ۸۲.

۳۱ زعماء الاصلاح، ص ۱۰.

۳۲ جزیره العرب فی القرن العشرین، حافظ وهبه، ص ۳۳۶.

۳۳ ضمیمه شماره ۴ سال ۱۱ مجله بررسیهای تاریخی با عنوان روابط ایران با حكومت مستقل نجد به نقل از كتاب لمع الشهاب فی سیره محمد بن عبدالوهاب كه نسخه خطی آن به گفته آقای مدرسی طباطبائی در كتابخانه موزه بریتانیا مضبوط است. فاسیلینیف دركتاب «تاریخ العربیه السعودیه » اطلاعات ارزشمندی درباره این كتاب خطی به دست می دهد. (همان كتاب، ص ۹).

۳۴ زعماء الاصلاح، ص ۱۰.

۳۵ امروز جهان اسلام، ج ۱، ص ۲۶۱.

۳۶ تاریخ نجد، آلوسی، ص ۱۱۳.

۳۷ زید برادر عمر بن خطاب بود كه در جنگ یمامه (جنگ مسلمانان با مسیلمه كذاب) به شهادت رسیده بود و در آن منطقه قبرش زیارتگاه مردم بود.

۳۸ تاریخ نجد، ابن بشر ج ۱ و ۹ و ۱۰ وهابیان، ص ۱۲۰ ۱۲۲.

۳۹ فیلیبی، عبدالله، تاریخ نجد، ص ۳۹۰، طبع بیروت.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
شنبه 18 خرداد 1398 11:31 ق.ظ

It's really a great and useful piece of information. I'm happy that you simply shared this helpful information with us. Please stay us informed like this. Thanks for sharing.
چهارشنبه 5 مهر 1396 12:06 ق.ظ
Everything is very open with a really clear description of the
issues. It was definitely informative. Your site is useful.
Thanks for sharing!
جمعه 17 شهریور 1396 02:50 ب.ظ
Great beat ! I would like to apprentice while you amend your
site, how could i subscribe for a blog website? The account aided me a acceptable deal.
I had been a little bit acquainted of this your broadcast offered bright clear concept
سه شنبه 17 مرداد 1396 11:21 ق.ظ
Hi there! Someone in my Facebook group shared this website with us
so I came to check it out. I'm definitely enjoying the information. I'm
book-marking and will be tweeting this to my followers!
Wonderful blog and superb design.
یکشنبه 8 مرداد 1396 01:54 ق.ظ
Everyone loves it whenever people get together and share thoughts.
Great blog, stick with it!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی